تفکرات یک ذهن تصادفی

دسامبر 10, 2009

یه چیزه چیز !

دسته‌بندی شده در: شخصی و بی معنی — graytear @ 9:51 ب.ظ.

داشتم تو اینترنت ول می گشتم یهو !!! یه مطلبی پرید جلو چشمو مخمو از راه منحرف کرد

گفتم رو مخ شما هم راه بره بد نیست !

مطلب این بود :

اهداف هیتلر  از زبان آدلف 1945:
هیتلر به دنبال ایجاد یک اینتر ناسیونالیسم بود که  در دنیا مهیا کنه.
هیتلر خواهان آن بود که در تمام دنیا مرزها برداشته شود دنیا یک کشور گردد و تمام انسانها  خود را متعلق به این کشور جهانی بدانند هر تخصصی که دارند در جهت سعادت کل آدمیان به کار گیرند نه در خدمت یک خطه از جهان هستی . یک کشور واحد به پهنای عالم میتوانست تبعیضی علمی که در دنیا به واسطه حیطه های جغرافیایی به وجود آمده از بین ببرد . از نظر اقتصادی و امنیتی هیچ کسی جرات نداشته باشد با یک کل منسجم در بیافتد و هزاران منفعت دیگر ….
ضمن اینکه آلمان غربی در زمان خود بیش از 4 هزار دانشمند داشته که برترین اونها هایزینبرگ ( که اصل عدم قطعیت دست کار اوست ) و «بورن» (برنده جایزه نوبل فیزیک) بوده و این رقم با کل دانشمندان آن دوره جهان برابری میکرده .

یک نکته کوچیک و جالب توی این چند خط نوشته است که بهش تا الان فک کرده بودم اما نتیجه نگرفته بودم ( البته نه درباره هیتلر ها ، درباره مرز ها )

دقت کردید دنیا چند تیکه شده؟

مرزها همه چیزو از هم جدا کردنو مردم از همدیگه دور افتادن؟

انگار دنیا شده یه مشت زندونو صاحبان قدرت در کشور ها شدن صاحب مردم !!!!

قوانینو اونا وضع می کننو شما هم باید بزنن تو سرت اگه پاتو کج گذاشتی

عجب خر تو خریه ها و ما بی تفاوت نیشستیم ، حساب کن دنیا دقیقا مثل اینترنت باشه البته با حذف پیلتر (به جای فیل از پیل استفاده می کنیم تا پارسی را کثیف تر کنیم )راحت  باشیو هر کجا که می خوای بری ، قوانین کلی باشنو تو همه دنیا یکسان باشن

آخ آدم جررررررش می گیره

جدی یکم به این فک کن ؟

در زمان کورش کبیر ( فامیل امیر کبیر اینا نیست این نسبتی که قابل بیان باشه با اونا نداره ) ایران خیلی بزرگ بوده !!!! و الان فک کنید کورش کشور گشایی نمی کرده بلکه مرزها رو از بین می برده و با فرهنگ و زبان و قوانین و هیچ چیز هیچ کشوری کاری نداشته ، زوری وجود نداشته و فقط خطهای کج و کله ای که یه مشت آدم بیکار کشیدنو پاک می کرده !

اکتشاف تاریخی جالبیه ها ! ( چه حال میدم به خودم !! می گم جرمه ؟ )

مخم بوش در اومد !

—————————————————————-

*-پ.ن :   مفهوم مرز چیه ؟ ما فقط یک اسم هستیم و یک منطقه یا یک فرهنگ  با شکوه

*-پ.ن 2 : هر کی فحش خواهر و مادر میخوات ( این بخشش لاتیه ) از آغای ن.پ.پ بگه تا منم خ.م اش را گل گون! کنم!

دسامبر 8, 2009

نوشتمو نوشتمو نوشتم اما …. پریدن

دسته‌بندی شده در: شخصی و بی معنی — graytear @ 11:15 ب.ظ.

هر کسی بود شاکی میشد اما من خوشحالم که اونا مثل من گیر نکردن اینجا …. پریدنو آزاد شدن

گاهی یه طور دیگه نگاه کنی بهتره ! گرچه نهایت همون پریدنه !

ولــــــــــــــــــی پریدن هم بال میخواد ، ما که بالمونو بستن ، دممونو چیدنو انداختنش دور ( مخصوصا آقایونو )…!

زندگی همه ما آدمها ، شده حکایت چیدن ، کلا دنیا شده چیدمان ( البته با دیدگاه خط بالا به چیدن نگاه کنید ها ) و ما را می چیننو میندازن دور چون قابل چیدنیم !

خوبه که از چیدمان اول چیزی یادم نمیاد البته !

اما از کل بفیه چیدنها اونقدر یادم میاد که گاهی میگم ما رو رنده کردن ! جای چیدن ، شاید هم چرخیدنمون ! خدا رو چه دیدی شاید هم چلوندنمون ! یا کوبیدنمون ! یا لهیدنمون ! یا مجموع همه اینها میشه شاید اوینیدنمون ! البته امکانش کمه که نموده باشنمون ، اما به هر حال ….

شب خوش

———————————–

پ.ن : بیکاری این چرندیاتو می خونی یه وقت دیدی داغ دلت تازه شد ها … آخ دلم !

« صفحهٔ پیش

پوسته: Rubric. وب‌نوشت روی وردپرس.کام.

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.